محمد مهدى ملايرى

60

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مأنوس به كار برده‌اند كه در عصر آن‌ها براى همهء آن‌ها كه با كشتى و دريا سر و كار داشته‌اند كلمه‌اى معروف و شناخته شده بوده ، نه همچون كلمه‌اى نوظهور و نوشناخته كه نياز به تعبير يا تفسير داشته باشد . به‌هرحال در تمام اين مدت چه دوران قديم و چه عصر عباسى اول يا دوم وضع دريانوردى در اين دريا به همان گونه بوده كه ذكر شد و به جز از ايرانيان از هيچ قوم و ملتى نامى بدان صورت كه اثر قابل ذكرى در اين كار داشته باشند برده نشده ، چه رسد به اين‌كه در امر دريانوردى بدان اندازه پيش رفته باشند كه داراى اصطلاحات فنى هم شده باشند . اعراب بومى ساحل‌نشين اين دريا هم در وضعى نبودند كه دربارهء آن‌ها چنين گمانى رود . آن‌ها يا مانند قبيلهء ازد كه اردشير آن‌ها را براى خدمت در كشتىها به عمان كوچانيد همچون كارگران كشتى خدمت مىكردند ، و يا مانند بوميان ساحل مهره كه ذكر آن‌ها گذشت مردمى بسيار واپس‌مانده و دور از فرهنگ به شمار مىرفتند ، و يا مانند قبايل بدوى اطراف جده بوده‌اند كه بازرگانان و دريانوردان مىبايستى از بيم حمله و تاراج آنان خود را در پشت باروهاى سنگى و حصار آبى محفوظ دارند . بنابراين براى فهم صحيح معنى و اصل و تبار اين كلمه راه معقول و منطقى اين است كه جست‌وجو شود در زبان فارسى كسى را كه داراى چنين حرفه و مقامى در كشتى بوده به چه نامى مىناميده‌اند و وقتى هم سخن از حرفه و مقام مىشود بايد در نظر داشت كه چنين شخصى بر خلاف آنچه در وهلهء اول از عبارت مرحوم قزوينى فهميده مىشود از عمله‌جات كشتى نبوده ، بلكه كسى بوده كه در كشتى صاحب امر و نهى و مورد تكريم و احترام همهء كارگران و كشتىنشينان بوده است . شعر بحترى هم همين را مىرساند و در گفتهء طبرى و ابن خردادبه و مقدسى هم اين شخص يا همچون فرمانده كشتىهاى جنگى ياد شده يا رييس كشتىهاى بزرگ دريانوردى كه در درياهاى دوردست سفر مىكرده‌اند . و چون از اين راه معقول و منطقى جست‌وجو شود به آسانى مىتوان دريافت كه چنين شخصى را در زبان فارسى كشتيبان مىناميده‌اند و اشتيام هم همان كلمه است كه كارگران عرب آن را به صورتى كه شنيده و تلفظ